السيد موسى الشبيري الزنجاني

4123

كتاب النكاح ( فارسى )

رضايت عمو و دائى و برادر بزرگتر را جلب نمايد ، و رعايت نظر آنها از نظر شرعى مستحب است يعنى عقد صادره از آنها هر چند فضولى است ولى اگر عقد كردند مناسب است دختر به عقد آنها رضايت بدهد . اما در ذيل روايت سخن از ولى شرعى ( يعنى پدر ) به ميان آمده است ، تزويج پدر نسبت به دختر فضولى نبوده و صحيح بالفعل بلكه لازم الرعايه است . و از جانب دختر قابل رد نيست . 4 . صحيحهء على بن يقطين ، قال سألت ابا عبد الله عليه السلام قال سألت ابا عبد الله عليه السلام قال سألت ابا عبد الله عليه السلام أتزوج الجارية و هى بنت ثلاث سنين أو ازوّج الغلام و هو ابن ثلث سنين ، و ما ادنى حدّ ذلك الذي يزوّجان فيه ؟ فاذا بلغت الجارية فلم ترض بذلك ، فما حالها ؟ قال : لا بأس بذلك اذا رضى ابوها أو وليّها . « 1 » در اين روايت سائل دو سؤال را مطرح كرده است : سؤال اول اين است كه كمترين سنّ تزويج كودك چه سنى است ؟ گويا چنين شبهه‌اى در ذهن سائل بوده كه چون هدف متعارف از ازدواج ، استمتاع است آيا از شرائط صحّت نكاح است كه زوج و زوجه به سنى برسند كه صلاحيت استمتاع داشته باشد ؟ لذا مىپرسد براى پسر يا دختر سه‌ساله - كه صلاحيت استمتاع در آنها نيست - آيا مىتوان همسر انتخاب كرد ؟ و كمترين سن ازدواج چه سنى است ؟ سؤال دوم اين است كه اگر من دختر بچه‌اى را تزويج كردم و پس از بلوغ اظهار كرد كه راضى به اين عقد نيست ، تكليف چيست ؟ امام عليه السلام در پاسخ سؤال دوم مىفرمايند : بعد از آن كه پدر يا جد راضى به اين عقد بوده‌اند بأس و اشكالى در اين ازدواج نيست ، يعنى اگر ولى راضى باشد كافى است و از اينجا پاسخ سؤال اول نيز روشن مىگردد كه فقط رضايت ولىّ شرط صحت نكاح است و امّا صلاحيت استمتاع ، از شرايط صحت نكاح نبوده ، سن خاصّى براى ازدواج معتبر نيست . حال ببينيم آيا علاوه بر صحت ، لزوم عقد ولى هم نسبت به صبيّه از روايت استفاده مىشود يا نه ؟ به نظر مىرسد دلالت روايت بر لزوم هم تمام باشد . چون حضرت مىفرمايند : « لا بأس بذلك اذا رضى ابوها او وليّها » يعنى مشكله‌اى در چنين ازدواجى

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، 20 / 277 ، باب 6 از ابواب اولياء العقد ، ح 7 .